در تنهايي هر شبم تو را مي خوانمبا اين همه فاصله تو را مي يابمدر اين شب تار نام تو را مي گويماز دامن ياس عطر تو را مي بويماز فاصله و بهانه ها دلگيرممن در غم اين ثانيه ها درگيرمطوفان زده ام،ساحل امنم شده ايدرمانده ترينم ،تو پناهم شده اياين دل شده از عشق تو لبريز انگاردريا دلي و ياد تو با من اي يارمن با نفس تو زنده ماندم ماهماز دوري تو ترانه خواندم يارمگمگشته ام و راه تو راهم شده استبيگانه ام ،عشق تو امانم شده استگويم كز اين لحظه گذر خواهم كرديا هرچه جداييست بدر خواهم كردباز شب شده و خدا خدا مي گويممن در طلبت به ناله ها مي گويم:دل تنگم و ابر دل من مي باردوز دوري تو اين دل من مي نالد
گل نازم دوستت دارم همیشه با تو میمونم
و تا هستم فقط به تو فکر می کنم عزیزم
برای دیدن تو نقره ی ماهو چیدم تا آسمون هفتم به خاطرت دویدم برای دیدن تو. آسمونو شکافتم ستاره چشیدم تا طعمشو شناختم برا دیدین تو خارا رو سجده کردم به جای چشم ابرا سوختم و گریه کردمبرای دیدن تو پاییز شدم شکستم برف زمستون شدم رو بامتون نشستم برای دیدن تو از دریاها گذشتم دور ضریح عکست شب تا سپیده گشتم برای دیدن تو شدم مث پنجره اشاره هات محاله از یاد چشمام بره برای دیدین تو سوار موجا شدم چون تو رو داشته باشم همیشه تنها شدم برای دیدن تو عمری مسافر شدم به احترام اسمت رفتم و شاعر شدم برای دیدن تو خط کشیدم رو تقدیر نگات مث یه صیاد منو کشید به زنجیر برای دیدن تو سنگا رو شیدا کردم طلسما رو شکستم راها رو پیدا کردم برای دیدن تو ، تو جنگلا گم شدم بازیچه ی نگاه سکت مردم شدم برای دیدن تو خیلی چیزا شنیدم خیلی کارا رو کردم اما تو رو ندیدم برای دیدن تو رفتم تو باغ شعرا سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نیما برای دیدن تو چه دردایی کشیدم تبم رسید به خورشید ، تموم شدم ، بریدم برای دیدن تو از خواب گل و پروندم چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم برای دیدن تو چه قصه ها که داشتم سر و رو شونه ی رنج چه روزا که گذاشتم برای دیدن تو قامت غصه خم شد انگار که قحطی اومد هر چی به جز تو کم شد برای دیدن تو نیاز نبود بگردم تو هر جا با من بودی پس تو رو پیدا کردم
دوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــتت دارم عــــــــــــــــــــــــــزیـــــــــــــــــــــــــــزم
عالم ز رخسار حسین گردیده گلشن
یا حضرت خیرالنسا چشم تو روشن
السلام علیک یا اباعبدالله
سلام بر تو حسین جان درود و تهنیت بر تو و اجداد طاهرت
صلوات خداوند بر مادری که چنین گوهری را در دامنش پروراند
صلوات خداوند بر پدری که چنین فرزندی از صلبش بیرون آمد.
نمیدانم چگونه شوق و شعف خود را بیان کنم در این روز بزرگ.
نمیدانم چگونه خوشحالی خود را ابراز کنم که بار دیگر وارد روزی از سال شدم که در آن فرزندی به دنیا آمد از صلب حیدر. از طینت پاکان روزگار.
نوزادی به دنیا آمد پاک ومطهر .طاهرو طیب نورانی ومعصوم
کسی که قرار است امام بر ماسوی الله باشد .کسی که قرار است الگوی
خلق باشد .کسی که قرار است حماسه ای در این عالم بیافریند که تا روز
قیامت در قلب ها بماند .
حرم مطهر امام حسین علیه السلام
امروز روز عشق است . روزی است که عشقهای مجازی کنار رفته وجای
خود را به عشق حسین میدهد.روزی است که تمام ملائکه ی الهی
خوشحالند ودر عرش چشن میگیرند.روزی است که خداوند به برکت نوزادی
که در این روز به دنیا آمد آتش جهنم را سرد و خاموش کرد و از تقصیر ملک
مقرب خود که فطرس ملک بود گذشت و او را بخشید.
یا ابا عبدالله از تو تمنا دارم که در این روز مارا هم پیش خدا شفاعت کنی
ومحبت خود را در دلهای ما زیاد فرمایی.
خداوندا از تو میخواهم که عیدی ما را تعجیل در فرج امام عصر قرار دهی
آقا جونم چی میشه یه گوشه چشم نگاهم کنی
بگم؟
نه اول آپمو بخونین بعد میگم
آرزومه که یه لحظه رو به رویه من بایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهره
توی شهر بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جارو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن غزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ایی که تو نباشی نمیرزه
دارم از نفس میفتم مث یک گیاه هرزه
حلا خبرو بهتون بدم
بگم؟؟؟؟
میگم با عنایت و لطف خدا کنکور سراسری قبول شدم
تا بعد خدا نگهدار دوستان گلم
چقدر سخته که خودتو شاد نشون بدی و وقتی که شاد در حالی که اصلا حوصله نداری بخندی برای اینکه دیگران احساس نکنن اتفاقی افتاده خوش به حال کسی که این چند شب گذشته با خدای خودش بود و از دنیا بریده بوده.......
آره این آپم بوی نا امیدی میده بوی رفتن از این دنیا میده اما چه کنم کمی خسته شدم از کم بیشتر
شاد هم تصمیم بگیرم که وبلاگمو رها کنم و ببندمش
سر دوراهی بدی گیر کردم.چیکار کنم؟؟؟
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این باغ بنشسته درکمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید؟
من از نهایت شب می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب می زنم
اگربه خانه من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیاور
ویک دریچه که از آن
به ازدام کوچه خوشبختی بنگرم
سلام به همه دوستان گلم آمروز بهترین روزه آره بهترین روز چون تنها ستاره آسمان دل من امروز تولدش ه سمین جونم فدات شم تولدت مبارک لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد تولدت مبارک سمین جونم امیدوارم همیشه سلامت باشی ناز گل من
آره بهترین روز چون تنها ستاره آسمان دل من امروز تولدش ه
سمین جونم فدات شم تولدت مبارک
لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد
تولدت مبارک سمین جونم امیدوارم همیشه سلامت باشی ناز گل من
سمین جونم امیدوارم همیشه سلامت باشی ناز گل من
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد
داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي ؟
با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به
اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق يعني همين...!
سمین جونم دوست دارم
بعد از یک سری گرفتاری ها محسن برگشت آره به خاطر تو
از این به بعد میخوام در باره کسی بنوسم که دینو دنیامه
عزیزم خیلی دوست دارم
RSS