تبليغاتX
به تو می اندیشم
 

در تنهايي هر شبم تو را مي خوانم
با اين همه فاصله تو را مي يابم
در اين شب تار نام تو را مي گويم
از دامن ياس عطر تو را مي بويم
از فاصله و بهانه ها دلگيرم
من در غم اين ثانيه ها درگيرم
طوفان زده ام،ساحل امنم شده اي
درمانده ترينم ،تو پناهم  شده اي
اين دل شده از عشق تو لبريز انگار
دريا دلي و ياد تو با من اي يار
من با نفس تو زنده ماندم ماهم
از دوري تو ترانه خواندم يارم
گمگشته ام و راه تو راهم شده است
بيگانه ام ،عشق تو امانم شده است
گويم كز اين لحظه گذر خواهم كرد
يا هرچه جداييست بدر خواهم كرد
باز شب شده و خدا خدا مي گويم
من در طلبت به ناله ها مي گويم:
دل تنگم و ابر دل من مي بارد
وز دوري تو اين دل من مي نالد




× مورخ شنبه 10 اسفند1387ساعت 22:3 نویسنده تک

 وقتی که چشات ابره ، پلکات چه مهی داره
آفتاب به نگاه تو ،‌کلی بدهی داره
 ماه روزا میاد مکتب ،‌پیش مژه ی نازت
بارون شده شاگرد ،‌شب تا سحر سازت
 پروانه میاد دورت ، تنها واسه ی مردن
 مردن پیش چشم تو ، یعنی همیشه بردن
 دریا شنیدم عصرا ،‌ موتو می زنه شونه
 راستی دیگه فهمیدم محض چی پریشونه
 پیش یه نگاه تو ، کوها همیشه موم ن
بیچاره گلا پیشت یه عمره که محکومن
 کوها تو زمستونا از دوره که پر برفن
 پیش تو میان هیچن ، در حد دو تا حرفن
 رنگین کمونم سادس ، پهلوی تو بی رنگه
 چشمای تو که باشه ، جای آسمون تنگه

گل نازم دوستت دارمآواتار odise2004 همیشه با تو میمونم

و تا هستم فقط به تو فکر می کنم عزیزم




× مورخ دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 19:20 نویسنده تک

سلامی دوباره به دوستای گلم من دوباره اومدم این بار بهتر و شادتر

برای دیدن تو نقره ی ماهو چیدم
 تا آسمون هفتم به خاطرت دویدم
برای دیدن تو. آسمونو شکافتم
 ستاره چشیدم تا طعمشو شناختم
 برا دیدین تو خارا رو سجده کردم
 به جای چشم ابرا سوختم و گریه کردم
برای دیدن تو پاییز شدم شکستم
 برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
 برای دیدن تو از دریاها گذشتم
 دور ضریح عکست شب تا سپیده گشتم
 برای دیدن تو شدم مث پنجره
 اشاره هات محاله از یاد چشمام بره
 برای دیدین تو سوار موجا شدم
 چون تو رو داشته باشم همیشه تنها شدم
 برای دیدن تو عمری مسافر شدم 
 به احترام اسمت رفتم و شاعر شدم
 برای دیدن تو خط کشیدم رو تقدیر
 نگات مث یه صیاد منو کشید به زنجیر
 برای دیدن تو سنگا رو شیدا کردم
 طلسما رو شکستم راها رو پیدا کردم
برای دیدن تو ، تو جنگلا گم شدم
 بازیچه ی نگاه سکت مردم شدم
 برای دیدن تو خیلی چیزا شنیدم
 خیلی کارا رو کردم اما تو رو ندیدم
 برای دیدن تو رفتم تو باغ شعرا
 سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نیما
 برای دیدن تو چه دردایی کشیدم
 تبم رسید به خورشید ،‌ تموم شدم ، بریدم
 برای دیدن تو از خواب گل و پروندم
 چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
 برای دیدن تو چه قصه ها که داشتم
 سر و رو شونه ی رنج چه روزا که گذاشتم
برای دیدن تو قامت غصه خم شد
 انگار که قحطی اومد هر چی به جز تو کم شد
 برای دیدن تو نیاز نبود بگردم
 تو هر جا با من بودی پس تو رو پیدا کردم

دوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــتت دارم عــــــــــــــــــــــــــزیـــــــــــــــــــــــــــزم




× مورخ سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 0:28 نویسنده تک

 

عالم ز رخسار حسین گردیده گلشن

یا حضرت خیرالنسا چشم تو روشن

یا حسین

السلام علیک یا اباعبدالله.السلام علیک یابن الرسول الله.السلام علیک یابن امیرالمومنین وبن سیدت النساء العالمین.


 سلام بر تو حسین جان درود و تهنیت بر تو و اجداد طاهرت

صلوات خداوند بر مادری که چنین گوهری را در دامنش پروراند

صلوات خداوند بر پدری که چنین فرزندی از صلبش بیرون آمد.

نمیدانم چگونه شوق و شعف خود را بیان کنم در این روز بزرگ.

نمیدانم چگونه خوشحالی خود را ابراز کنم که بار دیگر وارد روزی از سال شدم که در آن فرزندی به دنیا آمد از صلب حیدر. از طینت پاکان روزگار.

نوزادی به دنیا آمد پاک ومطهر .طاهرو طیب نورانی ومعصوم

کسی که قرار است امام بر ماسوی الله باشد .کسی که قرار است الگوی

خلق باشد .کسی که قرار است حماسه ای در این عالم بیافریند که تا روز

قیامت در قلب ها بماند .

حرم مطهر امام حسین علیه السلام

 

 

امروز روز عشق است . روزی است که عشقهای مجازی کنار رفته وجای

خود را به عشق حسین میدهد.روزی است که تمام ملائکه ی الهی

خوشحالند ودر عرش چشن میگیرند.روزی است که خداوند به برکت نوزادی

که در این روز به دنیا آمد آتش جهنم را سرد و خاموش کرد و از تقصیر ملک

مقرب خود که فطرس ملک بود گذشت و او را بخشید.

 

یا ابا عبدالله از تو تمنا دارم که در این روز مارا هم پیش خدا شفاعت کنی

ومحبت خود را در دلهای ما زیاد فرمایی.

خداوندا از تو میخواهم که عیدی ما را تعجیل در فرج امام عصر قرار دهی

                                             آقا جونم چی میشه یه گوشه چشم نگاهم کنی




× مورخ سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 13:41 نویسنده تک

سلام من برگشتم تا یه خبر بهتون بدم

بگم؟

نه اول آپمو بخونین بعد میگم

آرزومه که یه لحظه رو به رویه من بایستی

 آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهره 

  توی شهر بی تو اما دل من با همه قهره

توی شهری که تو نیستی همه جارو غم گرفته

 هر کجا رفتی صدام کن غزیزم دلم گرفته

شدم اون غریبه ایی که تو نباشی نمیرزه

 دارم از نفس میفتم مث یک گیاه هرزه

خدایا انکه در تنهاترین تنهاییم تنهام گذاشت....در تنهاترین تنهایش تنهاش نذار

حلا خبرو بهتون بدم

بگم؟؟؟؟

میگم با عنایت و لطف خدا کنکور سراسری قبول شدم

تا بعد خدا نگهدار دوستان گلم

 




× مورخ چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 2:1 نویسنده تک

سلام دوستان امیدوارم همیشه شاد باشید

چقدر  سخته که خودتو شاد نشون بدی و وقتی که شاد در حالی که اصلا حوصله نداری بخندی برای اینکه دیگران احساس نکنن اتفاقی افتاده خوش به حال کسی که این چند شب گذشته با خدای خودش بود و از دنیا بریده بوده.......

آره این آپم بوی نا امیدی میده بوی رفتن از این دنیا میده اما چه کنم کمی خسته شدم از کم بیشتر

شاد هم تصمیم بگیرم که وبلاگمو رها کنم و ببندمش

سر دوراهی بدی گیر کردم.چیکار کنم؟؟؟ 

رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب

آب در حوض نبود

ماهیان می گفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید

گیرم که بر سر این باغ بنشسته درکمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع می زنید؟

من از نهایت شب می زنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب می زنم

اگربه خانه من آمدی برای من

ای مهربان چراغ بیاور

ویک دریچه که از آن

به ازدام کوچه خوشبختی بنگرم

 




× مورخ شنبه 29 تیر1387ساعت 21:44 نویسنده تک

  Image and video hosting by TinyPic  سلام به همه دوستان گلم  آمروز بهترین روزه Image and video hosting by TinyPic

      آره بهترین روز چون تنها ستاره آسمان دل من امروز تولدش     ه          

 

               سمین جونم فدات شم تولدت مبارک                            

            لبخند زدی و آسمان آبی شد 
                                                     
  شبهای قشنگ مهر مهتابی شد 
                                   پروانه پس از تولد زیبایت 
                                                                    تا آخر عمر غرق بی تابی شد

                                                       تولدت مبارک    
˙•▪●ღ●▪•˙Marziyeh˙•▪●ღ●▪•˙

     ˙•▪●ღ●▪•˙Marziyeh˙•▪●ღ●▪•˙            http://i13.tinypic.com/63a9pv5.gif

                   سمین جونم امیدوارم همیشه سلامت باشی ناز گل من                    http://i13.tinypic.com/63a9pv5.gifhttp://i13.tinypic.com/63a9pv5.gif      




× مورخ چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 16:17 نویسنده تک

 

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد

داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد: چه آوردي ؟

با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به

اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق يعني همين...!

سمین جونم دوست دارم




× مورخ پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 19:31 نویسنده تک

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده , چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران , سنگ سبک بار شده
بر سر روح من افتاده و آواره شده
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یکنفر مثل خودم تشنه دیدار من است
یکنفر سبز چنان سبز که از سر سبزیش
می شود پل زد از احساس خدا تا دل خویش
آی بی رنگ تر از آیینه یک لحظه بایست
راستی این شبحه هر شب , تصویر تو نیست ؟
اگر این حادثه هر شب تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو وآیینه اینقدر یکی است
حتم دارم که تویی آن شبحه آیینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش
آری آن سایه که  شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه روز ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آیینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است
آری آن یار دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبحه شاد شبانگاه تویی

 

 

 

 

 




× مورخ چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 21:43 نویسنده تک

سلام من برگشتم به خاطر اونی که میخوامش

بعد از یک سری گرفتاری ها محسن برگشت آره به خاطر تو

از این به بعد میخوام در باره کسی بنوسم که دینو دنیامه

عزیزم خیلی دوست دارم 




× مورخ سه شنبه 11 تیر1387ساعت 18:26 نویسنده تک